در هر عصری کودکان امید و آینده هر ملت و امتیاند. وقتی در مواجهه با آسیبهای زندگی قرار میگیرند هر انسانی با پایینترین درجه از رحم و عطوفت نیز قلب و روحش جریحهدار میشود. اما اکنون شاهدیم دشمنان ما لباس تمدنی ظاهرفریبانه خود را به دور انداخته و دیگر کودک و غیرکودک برایشان معنایی ندارد. دشمن تاریخی امت اسلام و ملت ایران، رژیم غاصب اسرائیل و آمریکا دیگر شعارهای آزادی، دموکراسی و تمدنی خود را کنار گذاشتهاند و با بهشهادت رساندن کودکان، به گمان خود آینده و امید ملتها را نابود میکنند، در حالی که نمیفهمند دوام ما به اندازه قوام خون شهدایمان است؛ بهخصوص شهدای کودک که هیچ انسانی آن را فراموش نکرده و اجازه پایمال شدنش را نمیدهد. این حقیقتی است که تاریخ اسلام و زندگی ائمه معصوم(ع) بهخصوص سیدالشهدا(ع) به همراه خانواده مکرمشان به جهانیان ثابت کردهاند. همانطور که یزید و یزیدیان به خواری افتادند، دشمنان این مرز و بوم نیز طعم خواری را خواهند چشید.
آنچه در پی میآید، حاصل گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین دکتر امیرمحسن عرفان، عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی درباره ابعاد شناختی، روایی و اجتماعی شهادت کودکان اهل بیت نبوت(ع) بهویژه شهادت حضرت رقیه(س) است. شهادتی که تنها یک واقعه نظامی و تاریخی نبود، بلکه صحنهای ماندگار در تقابل حق و باطل است. در این میان، نقش خانواده و کودکان در فهم جهانی مظلومیت امام حسین(ع) و فرامذهبی، فرازمانی و فرامکانی شدن پیام عاشورا، جایگاهی برجسته دارد. امری که در شرایط کنونی کشور و شهادت مظلومانه هموطنانمان بهخصوص کودکان، برای احقاق حق و رساندن صدای مظلومیت ملت ایران در سطح جهانی، قابل الگوبرداری و استناد است. مشروح این گفتوگو را بخوانید.
عاشورا؛ دو ساحت نبرد سخت و پیروزی روایی
عاشورای امام حسین(ع) را باید در دو ساحت و دو قلمرو بررسی کرد. یک ساحت، ساحت نبرد، رزم و جنگ سخت است و ساحت دیگر، ساحت جنگ نرم، یعنی صحنه و میدان شناختها، ادراکها و روایتها. امام حسین(ع) در روز عاشورا در میدان نبرد سخت، هر چند جان شریف خود و عزیزانشان را فدا کردند، اما پیروز میدان روایتها و مهندسی شناختها و ادراکات بودند. باید توجه داشت که شکست در میدان رزم و در عرصه سختافزاری نبرد، به معنای شکست در میدان شناختی و ادراکی نیست. عاشورا، عقبهای شناختی و پسینهای روایی نیز دارد که میدان تقابل روایتهاست. ما معتقدیم امام حسین(ع) برنده میدان روایت عاشورا هستند. این پیروزی را میتوان در سخنان و مواضع اهلبیت(ع) پس از واقعه عاشورا بهروشنی مشاهده کرد.
حضرت زینب کبری(س) هنگامی که عبیدالله بن زیاد به ایشان گفت: «دیدی خدا با شما چه کرد؟» فرمودند: «ما رأیتُ إلا جمیلاً»؛ جز زیبایی چیزی ندیدم. یا وقتی امام سجاد(ع) وارد شام شدند و شخصی از حضرت پرسید «شما شکست خوردید؟» امام فرمودند صبر کن الان بر مأذنهها اذان میگویند و ببین نام چه کسی در اذان میآید؛ نام جد ما در اذان گفته میشود و آن زمان متوجه خواهی شد که پیروز این نبرد کیست. بدینسان، واقعه عاشورا را باید در امتداد تاریخ دید، صحنهای که در جنگ روایتها از واقعهای کوچک به صحنهای برای تبیین دائمی نسبت حق و باطل تبدیل شد.
شهادت حضرت رقیه(س) و جهانی شدن پیام عاشورا
یکی از عوامل مهمی که سبب شد عاشورای امام حسین(ع) محدود به نژاد، قومیت، ملیت، زمان و مکان خاصی نباشد، همراهی خانواده با امام شهید(ع) است. شهادت کودکان در روز عاشورا، ازجمله شهادت علیاصغر(ع)، شهادت عبدالله بن حسن(ع) و بعدها در کاروان اسارت در شام، شهادت حضرت رقیه(س) در درک عمیقتر مظلومیت و غربت امام حسین(ع) ظرفیتی عظیم ایجاد کرد. اگر میبینیم اندیشمندان و پیروان ادیان دیگر نیز با این حادثه پیوند برقرار میکنند، ریشه در همین ظرفیت عظیم دارد. برای نمونه، آنتوان بارا، اندیشمند مسیحی عرب در کتاب خود با عنوان «الحسین فی الفکر المسیحی» تصریح میکند اگر امام حسین برای ما مسیحیان بود، میتوانستیم همه دنیا را با او مسیحی کنیم. این سخن نشان میدهد او ظرفیت و غنای پیام عاشورا را دریافته است. یکی از دلایلی که سبب میشود مسیحیان، بوداییان، ارامنه و دیگر گروهها با امام حسین(ع) ارتباط برقرار کنند، آن است که آنچه در روز عاشورا رخ داد، بهگونهای مدیریت و مهندسی شد که محدود به مذهب، نژاد، قومیت و ملیت خاصی نماند. حضرت سیدالشهدا(ع) عاشورا را به واقعهای فرازمانی و فرامکانی تبدیل کردند و یکی از مهمترین دلایل آن، حضور کودکان و نقشآفرینی آنان در این واقعه است.
شهادت کودک؛ نخستین نشانگان ادراکی و معرفتی
همان طورکه اشاره شد، شهادت کودکان در واقعه عاشورا، دالها و نشانگانی دارد که این حادثه را به رخدادی فرامذهبی، فراملی، فراقومی و فرانژادی بدل کرده است. نخستین و مهمترین نشانگان قربانی شدن کودک، این است که کودک دارای درک روشن و معرفت ویژهای در افکار عمومی است. کودک نماد معصومیت است و همین معصومیت سبب میشود همه انسانها با شهادت او پیوند برقرار کنند. در نتیجه، در تقابل خیر و شر، یک درک روشن و معرفت ویژه شکل میگیرد. تمامی انسانها، در هر مذهب و فرهنگی که باشند، قربانی شدن کودکان را نماد سلطه شر، سیاهی و تاریکی میدانند. در واقعه عاشورا جهانیان دیدند سپاه عمر بن سعد که نمایندگی جبهه باطل را در برابر امام حسین(ع) بر عهده داشت، حتی به کودکان نیز رحم نکرد؛ بلکه هم کودک را به شهادت رساند و هم کودک را به اسارت برد. شهادت حضرت رقیه(س) درکی روشن و معرفتی از نورانی بودن مرام و سلوک امام حسین(ع) و نیز از خیر بودن جبهه حسین(ع) و شر بودن سپاهیانی است که در برابر آن حضرت ایستادند. همانگونه که در وضعیت کنونی کشور، چهره دشمن بهخوبی با جنایتهایش عیان است و اهل حق آن را میبینند.
مظلومیت کودک؛ ادراکی همگانی و فراگیر
دومین نشانگان شناختی و ادراکی شهادت کودکان آن است که شهادت کودکان، حقیقتی همگانی و فراگیر است. مظلومیت کودک امری است که نیازمند متغیرهای خاص ملی، نژادی یا مذهبی نیست. همه انسانها در سراسر جهان، قربانی شدن کودکان را مصداقی روشن از مظلومیت میدانند و آن را بهصورت عمومی و فراگیر درک میکنند. همین حقیقت را امروز نیز میتوان در نمونههای معاصر مشاهده کرد. برای مثال، در ماجرای شهادت کودکان در جنگ تحمیلی کنونی و همچنین در غزه، تمام دنیا با مظلومیت این کودکان شهید ارتباط برقرار کردند. این امر نشان میدهد ادراک مظلومیت کودک، کلیت و عمومیت دارد و از مرزهای جغرافیایی، قومی و مذهبی عبور میکند. در واقعه عاشورا نیز هنگامی که از شهادت حضرت رقیه(س) سخن گفته میشود، مخاطب، فارغ از تعلقات هویتی خود، با حقیقتی انسانی و جهانشمول مواجه میشود.
پیوند عاطفی پایدار با کودکی که قربانی شر میشود
سومین نشانگان شهادت کودکان، پیوند عاطفی ثابت، پایدار و جاودانهای است که با افکار عمومی برقرار میکند. هنگامی که مظلومیت حضرت رقیه(س)، اسارت ایشان و سپس شهادتشان در شام برای مردم روایت میشود، همگان با آن پیوند عاطفی برقرار میکنند. این پیوند عاطفی، موقت و زودگذر نیست؛ بلکه ثابت، پایدار و جاودانه است. از این ظرفیت باید بهدرستی استفاده کرد. همانگونه که در برخی وقایع معاصر، ازجمله شهادت دانشآموزان میناب، لامرد و... این پیوند عاطفی پایدار به دیگران منتقل شد.
ضد اخلاقیترین نماد، تفنگی است که به سوی کودک نشانه میرود
چهارمین نشانگان شهادت کودکان آن است که این امر، دارای ویژگی آشکار ضد اخلاقی است. همه انسانها اعتراف و اقرار میکنند در هر نبردی، اگر کودکی قربانی شود، چون بیگناه است، مرد رزم نیست و زره بر تن ندارد، ظلم و اسارت او مصداق عینی یک عملکرد ضد اخلاقی است و ملموسترین نماد آن سلاحی است که دربرابر کودکی ضعیف و بیسلاح گرفته میشود. از اینرو، شهادت و اسارت کودکان در وجدان عمومی بشری بهعنوان نشانهای روشن از سقوط اخلاقی جبهه باطل دشمن است.
از رهگذر این چهار مفهوم و نشانگان در شهادت کودکان، متوجه میشویم که چرا عاشورا صرفاً یک حادثه متعلق به شیعیان یا مسلمانان باقی نماند، بلکه به حقیقتی انسانی و جهانی تبدیل شد که وجدان بیدار همه انسانها را مخاطب قرار میدهد.
عزاداری امام حسین(ع)؛ عامل وحدت و عزت ملی
در کنار همه این معانی باید توجه داشت که عزاداری امام حسین(ع) و خاندان ایشان یک عامل پیشبرنده برای وحدت و عزت ملی ماست، زیرا نمادی غیرقابل انکار از خیر و حق مطلق در برابر شر محض است. نمادی که امروز هم تکلیف ما را در میدان مبارزه روشن میکند. از دیگر سوی از گذشته تاکنون عزاداری امام حسین(ع) در هویت تأسیسی ملت ایران نقش مهمی ایفا کرده و میکند و به مردم ما کمک میکند عزت خویش را بدست آورند. عزاداری امام حسین(ع) جمعیت را به جماعت تبدیل میکند. آنچه در اسلام حائز اهمیت است، امت و جماعت است. جماعت، صرفاً انبوهی از افراد نیست؛ بلکه جمعیتی است که مبدأ و مقصد واحد، امام واحد و هدف مشترک دارد.
بنابراین، در پایان سخن باید اشاره کرد از ظرفیت عزاداری امام حسین(ع) باید برای غیرفعالسازی گسستهای اجتماعی و تبدیل آنها به وحدت ملی استفاده کرد. این ظرفیت، سرمایهای بزرگ برای جامعه ماست؛ سرمایهای که نهتنها در ساحت دینی، بلکه در عرصه اجتماعی، فرهنگی و ملی نیز میتواند منشأ همگرایی، انسجام و عزت باشد.





نظر شما